الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

46

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

علت آن است كه انسان مشاهده مىكند هرگاه انگبين و شكر با يكديگر گرد آيند از اجتماع آنها حنظل ( هندوانه ابو جهل ) و علقم ( مطلق تلخى ) به وجود نمىآيد و همچنين هرگاه حنظل و علقم به يكديگر آميخته شوند شيره و شكر حاصل نمىشود و اين نمونه بيهوده‌گويى و ياوه‌سرايى آنها است . امّا اينكه گفتم « الا كل ملحد ملهد » مرادم آن بود كه هر مشركى ستمكار است چون در لغت « الحد الرجل » به‌معناى برگشتن از دين و « الهد » به‌معناى ستمگرى است . ابو العلاء از نظر من اطلاع يافته و مرا با رمزى كه اظهار داشت از چگونگى نظر خويش با خبر ساخت و اين آيه را قرائت كرد « يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ » تا به آخر آيه . گويند هنگامى كه ابو العلاء تصميم گرفت از عراق بيرون برود چگونگى احوال سيد و شناختى كه از مراتب او بدست آورده بود از وى پرسيده شد در پاسخ گفت : يا سائلى عنه لما جئت اسأله « * » * الا هو الرجل العارى عن العار لو جئته لرأيت الناس فى رجل * و الدهر فى ساعة و الارض فى دار - اى كسى كه چگونگى مراتب علمى سيد را از من سؤال مىكنى در پاسخ تو مىگويم : او مردى است كه دامنش از هرگونه ننگى پاكيزه است . - هرگاه به ملاقات او رسيدى خواهى ديد همهء مردم در مردى گرد آمده‌اند و همگى روزگار در ساعتى و تمامى روى زمين در خانه‌اى قرار گرفته است « 1 » . مؤلف گويد : پاره‌اى از جملات اين پرسش و پاسخ خالى از اجمال نبوده است و نسخه‌ها هم مختلف بوده و ما جاهاى اشكال را بيان مىكنيم « * * » . به زودى در شرح حال معرى خواهيم گفت كه در يكى از روزها كه معرى به ملاقات سيد رفته بود و سخن از متنبى ( شاعر نامى عرب ) به ميان آمد . معرى در حضور سيد از وى بدگويى كرد چنان كه سيد از ياوه‌سرايى وى نسبت به متنبّى ناراحت شده

--> ( * ) عبارت صحيح اين است ( فيما جئت تسأله ) - م . ( 1 ) - احتجاج ، ج 2 ، ص 329 . ( * * ) در اصل كتاب مواضع اشكال آورده نشده است - م .